تبليغاتX
گلابی

گلابی

گم شدم

گم شدم

نمیدانم چه میخواهم حتی نمیدانم کجایم عمرمن در گذرمن بی خیال لحظه ها را

میشمارم درحال دعا 

که ای کاش بگذرد زوده زود منتظرنیستم انتظار معنی ندارد اما آخرچرا

من نمیدانم کجایم نمیدانم چه میخواهم

اصلا نمیدانم چراهستم چرانیستم

که میداند من چرا هستم چرانیستم؟

من خسته از بودن ان یکی درحسرت یک لحظه عمر بیشتر

من نمیخواهم باشم

چرا؟

سکوت وسیاهی همدم هر لحظه من

رنگ شادی نمیبینم جز سیاهی

حتی اتاقم رنگش سیاه

آخر چرا

نمیدانم چرادورم ازهرسپیدی ای خدا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 23:0  توسط هانی  | 

اگه رفتی

اگه رفتی بی بهونه دلم افتاده زیر پاهات

اگه بازم مثل همیشه کم اوردم پیش چشمات

اگه بازم مثل قدیما دیگه عشقم تو دلت نیست

در قلبت و میبندی روبروش یه تابلوی ایست

گول چشمای فریبای تو رو چه ساده خوردم

تو نفهمیدی که من به پای تو چه ساده مردم

تو که از یاد منو بردی تو که قلبمو شکستی

چرا روبروی چشام دل به اون غریبه بستی

اون روز که چشمای تو باز سر راه دل من نشست

طفلی دل ساده من دل به دل دوباره بست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 6:25  توسط هانی  | 

گلابی

 

 

بازم نوبت گلابیه

هرچی ازش بگم کم گفتم:

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 23:9  توسط هانی  | 

نامه عاشقانه

 

سلام

چنتا نامه عاشقونه تو ادامه مطلب گذاشتم...

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 6:36  توسط هانی  | 

گلپایگان

نوروز را اگر در مركز ايران بوديد، سري هم به گلپايگان بزنيد.

اما فراموش نكنيد كه در گلپايگان كباب را از دست ندهيد. كباب و لبنيات از مهم‌ترين جاذبه‌هاي گردشگري اين شهر است.

گلپايگان كجاست؟ شهر گلپايگان، مركز شهرستان گلپايگان، با پهنه‌اي حدود 3 هزار و 360 هكتار، در غرب استان اصفهان، قرار دارد. اين شهرستان از سوي شمال و غرب به استان مركزي، از شرق به شهرستان برخوار و ميمه و از جنوب به شهرستان خوانسار محدود است.

اين كه چرا گلپايگان جذاب است، دليل منطقي نمي‌خواهد، اما براي شما مي‌گوييم كه به چند دليل موجه در گلپايگان به شما خوش مي‌گذرد.

كوهستان‌هاي گلپايگان را مراتع سرسبز و ييلاقي تشکيل مي‌دهند که همراه با رودخانه‌ منطقه چشم‌انداز طبيعي زيبايي به وجود مي‌آورند. پيشينه تاريخي و کهن شهرستان گلپايگان، سبب وجود مساجد قديمي و مراکز عبادي اسلامي در اين شهرستان شده که علاوه بر تقدس و قدمت طولاني آن‌ها معماري خاص نيز از ويژگي‌هاي اين مکان‌ها است.

حالا كه اين را گفتيم، بد نيست در مورد تاريخ گلپايگان هم چيزهايي بدانيد تا به معرفي جاذبه‌هايش برسيم.

گلپايگان از شهرهاي كهن و بخشي از شهرهاي مركزي ايران است، كه پيوسته گاهواره فرهنگ و دانش بوده است. شهر گلپايگان در اصل «ورتپاتکان » به معني شهر يا سرزمين ورتپات بوده که يكي از نام‌هاي ايران هم هست. سپس به مرور زمان «وردپاتكان»، «وردپاذكان»، «گردپاذكان»، «گلپادگان» و سرانجام «گلپايگان» شده است.

گلپايگان‌در اواخر دوران ساساني از جايگاه تاريخي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و استراتژيك ويژه‌اي برخوردار بوده و گردپاذكان نام داشته است. شهر گلپايگان در دهه‌هاي نخستين سده نخست هجري قمري به دست مسلمانان افتاد و از آن پس در قلمرو امويان، عباسيان، صفاريان، ديلميان، سلجوقيان، خوارزم شاهيان، مظفريان و ايلخانيان مغول قرار داشت. شهر گلپايگان در روزگار فرمانروايي صفويان از مراكز مهم علم و ادب بوده است.

پس موافقيد كه جاذبه‌هاي تاريخي اين شهر بي‌دليل نيست.

منار گلپايگان، مسجد جامع، ارگ گوگد، كوچري، رودخانه و سد گلپايگان، از مناطقي است كه براي گردشگران جذاب است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 6:48  توسط هانی  | 

بدون شرح

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 6:15  توسط هانی  | 

چگونه پيشنهاد ازدواج دهيم؟

چگونه پيشنهاد ازدواج دهيم؟

پيشنهاد ازدواج دادن بي شك يكي از مهمترين و بزرگترين گامهايي ميباشد كه تا به حال برداشته ايد. شما خواهان آن هـستـيد كه در آن لحظه همه چيز عالي و بـه بـهتـريـن نحو پيش رود و از آن مهمتر كه ميخواهيد پاسخ وي مثبت بـاشـد! ايـن نكـات را هــنگام دادن پيشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهيد تا شانس موفقيت شما افزايش يابد:
- مطمئن گرديد كه فرد مناسبي را برگزيده ايد: واضح است نه! امــا حـقـيقت امر آن است كه ازدواج چيزي نيست كه بخواهيد بـخاطـر انــگيــزه هــاي آنــي وارد آن گرديد. ممكن است شما ديوانه وار همديگر را دوست داشته باشيد اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا آنكه ارزشهاي شما با ارزشهاي همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد  فردي كه ميخواهيد با وي ازدواج كنيد ترديد داريد، بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.

2- مطمئن شويد هر دوي شما آمادگي داريد: پيـش از آنـكه پيـشنهاد ازدواج دهيد درباره آن كه در زندگي بدنبال چه اهدافي ميباشيد، حتــي اهداف 50 سال آينده خود با يكديگر صحبت كنيد. هر چه بيشتر بــا يـكديگر در مــورد آن چـه بــراي شـما حائز اهميت ميباشد گفتگو كنيد بيشتر متوجه آن ميگرديد كه آيا با يكديگر تفاهم و سازگــاري داريـد يــا خير. همچنين بايد از لحاظ مالي آمادگي داشته باشيد. اگر شما قادر نيستــيـد كــه مخارج خود را تامين كنيد، بهتر است نامزدي خود را به تعويق بياندازيد.

3- از پدر و مادر وي اجازه بگيريـد: شـما ابـتـدا بايد بدانيد كه آيا اگر پـيش از ازدواج با پدر و مادر وي مشورت كرده و اجازه بخواهيد، آنها را خوشنود ميسازد يا خير. ايـن نـكته شـايـد عـجيـب بـــنظر آيد اما شما كه نمي خـواهيد پـدر زن و مادر همسر آيـنـده خود را برنجانيد؟ اين عمل براي آنكه دلشان را بدست بياوريد بسيار موثر خواهد بود.

4- بطريقي پيشنهاد بدهيد كه خوشايند وي باشد: به پيـشنهاد ازدواج هـمچون يك هديه به بانوي زندگي خود بنگريد. آن را بـطريقـي طـرح ريزي كنيد كه باب ميل و سليقه وي بوده و مطابق با شخصيتش باشد. آيا وي رومـانتـيـك اسـت و يـا اهـل تـفريح و شوخ طبعي؟ آيا ميل دارد بطور محرمانه از وي خواستـگـاري كنـيـد و يا روي ديــوار درخـواست خود را بنوسيد؟

5- در باره هديه دادن به وي تصميم بگيريد: بـراي دختـرهـا و زنـان هيچ چيز مبهوت كننده تر از يك هديه غير منتظره و غافلگير كننده حلقه برليان نمي بـاشد. امـا اگـر تـوان مالي شما اجازه اين كار را به شما نميدهد، براي يك حلقه مناسب بودجه شما كفايت ميكند. اما حتما پيش از آنكه حلقه را خريداري كنيد از نوع سليـقه وي اطلاع يابـيد. ايـن كار را ميتوانيد با سوال كردن از دوستان و يا خانواده وي و يـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتي كه وي استفاده مي كند انجام دهيد. اما بسياري از دختران تـمايـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال بايد به خواسته هاي وي احترام بگذاريد.

 6- مطمئن گرديد پاسخ وي مثبت ميباشد: هنگاميكه پيشنهاد ازدواج ميدهيد، بـايد مطمئن باشيد كه پاسخ وي "بله" خواهد بود. شما ميباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه كافي صحبت كرده و كــامـــلا از آن چه طرف مقابل از يك شريك زندگي بلند مدت انتظار دارد، آگاهي يافته باشيد. درست است كه ميخواهيد پيشنهاد ازدواج شــما براي او سورپريز باشد اما نبايد بي مقدمه دست به اين كار بزنيد.

7- افراد زيادي را از قصد و تصميم خود آگاه نسازيد: شـما مـمكن اسـت وسوسه شويد كه قصد خود را با دوستان و خانواده خود در ميان بگذاريد. امـا عـاقلانه تر آن است كه اين خبر را تنها با يكي دو تا ازدوستان و يا نزديكان صميـمــي خود در ميان گذاشته و به آنها اطمينان داشته باشيد كه رازدار و محرم اسرار شما ميباشند.

8- پيشنهاد خود را از حفظ نكنيد: صرفنـظر از آنـكه كـجـا و چــگـونــه پــيشنهاد ازدواج مي دهــيد، بايد آن با نهايت صداقت و ابراز عشق حقيقي شما نسبـت بـه وي هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهايي كه ميخواهيد به او بـزنــيد يادداشت برداريد اما دقيقا آنها را از بر نكنيد. در آن لحظه به وي بگوييد كه چرا وي يـك فرد استـثـنايي بـوده و چـرا شما خواهان آن ميباشيد كه باقي عمر خود را با وي سپري كنيد. بـايـد جملات شما از دلتان برآيد او ميخواهد با يك مرد ازدواج كند و نه يك ربات!

9- مكان و زمان مناسب را بيابيد: مكاني كـه پيـشـنهاد ازدواج مـي دهـيد مي تواند: رسـتوران، پارك، سينما و يا لب دريا باشد.اما بهتر است مكاني انتخاب گردد كــه بــراي هر دوي شما خاطره انگيز بوده و شما را به ياد خاطرات گذشته بيندازد. فـاكتور زمان نيز بسيار مهم مي بـاشــد اگر وي شرايط سختي را سپري مي كند، اگر خسته و يا گرفتار دغدغه هاي شخصي و شغلي خود ميباشد و يا آنكه از دست كسي عصبـانـي اسـت، زمان مناسبي براي اين كار نميباشد.

10- او را دستپاچه نكنيد: شما ممكن است بخواهيـد پيـشنـهاد خود را براي جهانيان فرياد بزنيد و يا حداقل براي همسايگان مجاور خود! امـا مـراقب باشيـد اشـتـياق بـي حد شما كار دستتان ندهد. اگر وي شخص درونگرا بوده و از آن كه مـركز تـوجـه ديـگـران واقع گرديد بيزار ميباشد، بهتر است اين كار را بطور خصوصي با وي در ميان بگذاريد.

11- انتظار همه نوع پيشامدي را داشته باشيد: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ريزي ها، امكان دارد امور دقيقا آن طوري كه شما و يا وي تصور ميكرديد پيـش نرود. خود را براي واكنشهاي احتمالي آماده كنيد.او مـمكن است دستپـاچـه شـده و يا هيجان زده گـردد و يـا آن كه كاملا آرام و بي تفاوت باقي بماند. وي ممكن است بگويد: "بله-خيـر" و يــا "شايد". شمـا مـمكن است تصور كنيد وي را كاملا مي شناسيد امـا از پـيـش داوري و آنكه پاسخ وي چگونه خواهد بود پرهيز كنيد چون ممكن است مايوس گرديد.

12- اگر پاسخ وي منفي بود مايوس نشويد: هـمـواره احـتـمال آن كـه وي "نه"بگويد وجود دارد. اما دلسرد نشويد با او صحبت كنيد و علت عــدم آمـادگـي وي را جـويا گرديد. وي ممكن است تـنـها بـه زمـان بـيشتـري نـيـاز داشتـه بـاشـد و يا آن كـه اصلا وي دختر مناسبي براي شما نباشد. اگر اين طور باشد بهتر است همين حالا پي بـه آن بـبـريد تا آنكه پس از ازدواج.

13- خيلي زود و يا خيلي دير پيشنهاد ندهيد: زمـان معـيـنـي براي پيشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنايي خـود بـا وي پـيشـنــهاد ازدواج ندهيد! زمان پيشنـهاد ازدواج هنـگامي اسـت كـه شـمـا بـــراي مــدتــي كافي به يكديگر متعهد شده باشيد. همچنين زياد وقت را تلف نكنيد شجاع باشيد و حـرف دلتان را بزنيد. اگر هم خيلي هم كمرو مي باشيد، مي تـوانـيد پيــشنهاد خود را در قالب نامه براي دختر مورد علاقه خود ارسال كنيد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 22:17  توسط هانی  | 

گلابی افسرده

گلابی افسرده میل دارید؟
فکر می کنید دلیل افسردگی یک گلابی چی میتونه باشه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 22:4  توسط هانی  | 

بهای گناهان ما پرداخت شده است

                                        بهای گناهان ما پرداخت شده است

 

پس از زندگی که کردم و  فکر می کردم آبرومندانه بود و زمان زیستن روی زمین برایم پایان یافته بود. اولین چیزی را که به یاد می آورم این بود که روی نیمکتی در اتاق انتظار نشسته بود ، اتاقی که فکر می کنم دادگاه بود. درها باز شدند و من به درون اتاق راهنمایی شدم تا پشت میز دفاع بنشینم.

به اطاف نگاه کردم و" شاکی" را دیدم او آدمی با نگاهای شرور بود که به من با خشم و غضب خیره شده بود به راستی او شرورترین کسی بود که تا به حال دیده بودم.
نشستم، به سمت چپ نگاه کردم، وکیلم را دیدم، مردی مهربان با نگاههای آرام بود که ظاهرش آنچنان آشنا بود که گویی او را می شناختم. درى در گوشه ی اتاق با حركتى باز شد و قاضى در ردایی بلند ظاهر شد. حضورى پرهیبت داشت كه به حق، سزاوارآن بود. هنگامى كه در اتاق قدم ميزد نميتوانستم چشم از او بردارم.
وقتى كه پشت ميز نشست گفت: "خوب، شروع ميكنيم." 
شاكى بلند شد و گفت: "اسم من شيطان است و اكنون اينجا هستم كه به شماها بگويم چرا اين زن جهنمی است. " او دروغ هايى كه من گفته و چيزهايى كه دزدیده بودم را بيان كرد و در مورد اشخاصى كه من در گذشته فریبشان داده بودم صحبت كرد.
 شيطان از انحرافات اخلاقى بدى كه روزى در زندگي من بود سخن مي گفت. هر چه او بيشتر صحبت مي كرد بيشتر از خجالت آب ميشدم. آنقدر شرمنده بودم كه نمي توانستم به كسى حتى به وكيلم نگاه كنم، زيرا شيطان از گناهانی صحبت ميكرد كه من حتى آنها را به كلى فراموش كرده بودم. به همان اندازه كه از شيطان به خاطره گفتنِ اين چيزها در زندگيم دلخور بودم، از وكيلم هم ناراحت بودم كه آرام و بدونِ هيچ اقدام دفاعی نشسته بود. ميدانستم كه به خاطر آن اعمال گناهکارم اما كارهاى خوبى هم در زندگيم انجام داده بودم، آيا حداقل آنها نمی توانستند با بعضى از اعمال بد من مساوى باشند، كه آنها را از بين ببرند؟ شيطان با عصبانيت حرفش را اينگونه تمام كرد: "اين زن جهنمی است، او متهم به همه گناهانی است كه من گفتم و شخص ديگرى كه غير از اين را ثابت كند وجود ندارد." 
وقتى كه نوبت به وكيلم رسيد در ابتدا اجازه خواست كه پشت ميز بروم. قاضى با وجود مخالفت هاى شديدِ شيطان به وكيلم اين اجازه را داد و با دست به او اشاره كرد كه جلو بيايد. هنگامى كه وكيلم بلند شد و قدم ميزد ميتوانستم او را در شكوه و جلال کاملش ببينم. تازه متوجه شدم كه چرا او آنقدر برايم آشناست، او مسيح بود كه وکالت مرا به عهده گرفته بود، خداوند و نجات دهنده من! او پشت ميز ايستاد و به نرمى به قاضى گفت: "سلام پدر"
و سپس برگشت و حضار درون دادگاه را مورد خطاب قرار داد : "حرف شيطان در مورد اينكه، اين زن گناه كرده، درست است، من هیچ یک از اين اظهارات را رد نمى كنم و ...بله...مزد گناه مرگ است و اين زن مستحق مجازات است." 
مسيح نفس عميقى كشيد، به سمتِ پدرش برگشت و در حالى كه دستانش را باز كرده بود گفت: "من روى صليب جان دادم تا اين شخص زندگى جاودان داشته باشد و او مرا به عنوانِ نجات دهنده خود پذيرفته است پس او به من تعلق دارد.
"خداوندِ من ادامه داد:" نام او درکتاب زندگى نوشته شده است و هيچكس نمى تواند او را از من برباید.
شيطان هنوز به اين مطلب پى نبرده است، اين زن قرار نيست مجازات شود بلكه باید بخشیده شود. " 
هنگامى كه مسيح نشست، به آرامى مكثى كرد، به پدرش نگاه كرد و گفت: " كار ديگرى باقى نمانده است، هر كارى را كه لازم بود تماماً انجام دادم." 
قاضى دست قویش را بالا برد و چكش را به ميز کوبید و با صداى بلند اين سخنان بر زبانش  جارى شد: 
"اين زن آزاد است، مجازات گناهانش قبلا به صورت كامل پرداخت شده است. اين مورد پذيرفته نيست." 
هنگامى كه خداوندم مرا به خارج از آنجا راهنمايى ميكرد صداى داد و حوار شيطان را ميتوانستم بشنوم كه ميگفت: "من تسليم نمى شوم، براى نفر بدى پيروز ميشوم. "
همچنان كه مسيح مرا براى كارهاى بعديم راهنمايى ميكرد از او پرسيدم: " تا حالا شده كه در مورد شخصى هم شكست خرده باشى؟ "
مسيح خنده ی محبت آميزى كرد و گفت: " هر كس كه نزد من آید و از من بخواهد كه مدافع او شوم حکمی همانندِ تو دريافت ميكند، حکمی كه بهای آن قبلاً به طورِ كامل پرداخت شده است."   
  امروز مدافع شما کیست ؟ 

آیا شما همانند این زن مسیحی در دادگاه عدالت خدا پیروز می شوید ؟

شما که مسلمان هستید چه کسی را بعنوان مدافع خود انتخاب کردید ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 22:1  توسط هانی  | 

خواص گلابی

خواص میوه گلابی

  • گلابی سنگ مجاری ادرار را دفع می‌کند.
  • آرام بخش و تب‌بر است.
  • در رفع عفونت مجرای ادرار موثر است.
  • مقوی بدن است.
  • تشنگی را برطرف می‌کند.
  • سوزش مثانه و مجرای ادرار را رفع می‌کند.
  • چون قند گلابی گلوکز است بنابراین آنهایی که مبتلا به مرض قند هستند می‌توانند از آن استفاده کنند و برای آنها مضر نیست.
  • برای دفع سموم بدن بسیار موثر است.
  • برای پایین آوردن فشار خون باید مدت چند روز فقط گلابی مصرف کنید و غذای دیگر نخورید. البته این رژیم باید تحت نظر دکتر انجام گیرد و با اجازه پزشک متخصص باشد.

خواص دیگر قسمتهای درخت گلابی

  • برگ و شکوفه درخت گلابی از نظر طب قدیم ایران سرد و خشک است.
  • شکوفه درخت گلابی مقوی معده است و خونریزی و اسهال را بند می‌آورد.
  • در مورد ورم چشم از ضماد شکوفه گلابی استفاده کنید.
  • تخم گلابی ضد کرم معده و روده است.
  • دم کرده برگ گلابی برای رفع اسهال مفید است.
  • برای دفع سنگ کلیه 50 گرم برگ گلابی را با 50 گرم پوست سیب در یک لیتر آب جوش ریخته و به مدت 20 دقیقه دم کنید و آن را بتدریج بنوشید.
  • برای شستشوی زخمها 50 گرم پوست ساقه درخت گلابی را در یک لیتر آب ریخته و بگذاری چند دقیقه بجوشد و سپس آنرا کم کم بنوشید.

خواص آب گلابی

شیره گلابی خاصیت مدر ، تصفیه کننده خون ، دفع کننده اسید اوریک و تامین کننده عناصر معدنی مورد نیاز بدن دارد. مصرف آن در بیماریهای مختلف مانند انواع کم خونی‌ها ، خستگی عمومی و بیماری سل اثرات مفیدی دارد. ضمنا به علت قابض بودن در رفع اسهالهای ساده اثرات درمانی دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 19:7  توسط هانی  |